هنر تثبیت هویت ایرانی-اسلامی در پساجنگ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بعثت مردم و علمداری آنها در خیابان، ظرفیتهایی را بهسرعت پیش روی نیروهای انقلاب گذاشته است که گاهی آنها غافلگیر میکند و برنامه منسجمی برای مدیریت آن ظرفیتها وجود ندارد و گاهی ظرفیتها میرود تا تبدیل به تهدید شود.
یکی از این ظرفیتها استقبال مجموعهای از هموطنان است که با قلب و اراده مسیر حق را برگزیدهاند، اما در ظاهر به واسطه سالها آتشباره دشمن در موضوعات فرهنگی و کمکاریهای فرهنگی جبهه خودی، تراز لازم شرعی و عرفی پوشش اسلامی را ندارند.
دشمن هم بیکار ننشسته است و با اطمینان از نجابت امت انقلاب که متعرض کسی نمیشوند، افرادی را در صف مردم خیابان نفوذ داده است
این گروه از مجاهدان خط مقدم عرصه خیابان گاهی هزینه بسیار بیشتری را از نیروهای باورمند و مخلص و همیشه پابه رکاب انقلاب میدهند. بهعنوان نمونه بانویی در یکی از شبهای «عملیات خیابان» میگفت، حدود 20 شب به خیابان آمد، اما هر شب پدرش گفت اگر به خیابان برود تنبیه میشود، آنها برای حضور در خیابان خیلی حرف شنیدهاند، ملامت شدهاند اما ایستادهاند و مصداق این آیه شریفه شدند، «و لاتخافون فی الله لومة لائمٍ».
در این میان دشمن هم بیکار ننشسته است و با اطمینان از نجابت امت انقلاب که متعرض کسی نمیشوند، افرادی را در صف مردم خیابان نفوذ داده است که پدیدههای پوششی عجیبوغریب و بی سابقهای دارند، بهویژه در شبهای اخیر بیشتر شده است و تلاش میکند معیار بصری جدیدی برای جریان انقلاب ثبت و این پدیده را در اذهان عادیسازی کند.
اینک امت حزبالله در میان دوگانه موجود سردرگم است؛ نخست، اینکه هویتهای ظاهری انقلاب اسلامی جزئی از ارزشهای انکارناپذیر این نهضت توحیدی است و دوم، اینکه ایجاد گسست و گسل اجتماعی در این لحظات عین بازی کردن در زمین دشمن و شکستن سپر دفاعی ایران عزیز است.
اگر فضای جامعه، عادیسازی پذیرش و عبور از حرمات الهی باشد، یعنی فضای گردنکشی و انکار حق، بیشک زمان نهیازمنکر است و باید با آمریت و غلظت پذیرش حرامی را مقابله کرد و اجازه نداد به طبیعت تبدیل شود. اما اگر فضای جامعه فضای اهمیت دادن به احکام شرعی است و فضای عمومی انسجام در مسیر هواخواهی جبهه حق و حقیقت دین است و در این بین اشکالات رفتاری و پوششی به جهت آشنا نبودن یا توجه نداشتن به اهمیت حکم الهی در آن فرع فقهی خاص دیده میشود، یعنی فضای عمومی پذیرش و تسلیم مقابل حق و اینک زمان امربهمعروف است.
باید تلاش شود با ایدههایی معروف را بهعنوان عنصر هویتی جبهه مبارزه تثبیت کرد و این پارههای تن تازه پیوسته به جبهه حق را با امربهمعروف به تراز لازم پوششی و رفتاری رساند.
در روزهای جنگ لبنان گاهی تجمعات حزبالله از ضاحیه به سمت بیروت و مناطق ساحلی میرفت و طبعاً در مناطق ساحلی زنان نیمه عریان مشاهده میشدند که برخی آنها با همین ظواهر در تجمعات حزبالله حاضر میشوند و نمادهای حزبالله را بر دست میگرفتند. برخی بانوان محجوب حزبالله سراغ این بانوان نیمه عریان میرفتند و روزهای آینده آنها با همان بانو و همان پوشش در نقاط تفریحی مربوط به حزبالله مشاهده میشدند.
وقتی جویا شدی، می گفتند این بانوان برای تثبیت هویت مهمانهای جدید حزبالله تلاش میکنند و خودشان قبلاً ظاهرشان مانند همان بانوی نیمهعریان بود، اما به تثبیت هویت رسیدهاند. آنها با طرح رفاقت و زمان گذاشتن عناصر جدید جبهه حق را به تراز رفتاری و پوششی حزب الله میرسانند. این یعنی امربهمعروف.
چقدر در حاشیه این تجمعات به دختران با پوشش های نامناسب که تلنگری نیاز داشتند تا به آغوش جبهه حق بیایند هدیهای یا شاخه گلی دادیم، چقدر بانوان ارزشمند مؤمن و انقلابی با دخترکان بد پوششی که با پذیرفتن سرزنش به میان جبهه حق آمده بودند طرح رفاقت ریختند. اصلاً برای جماعت انقلابی مهم بود برنامهها به گونهای باشد که آنها گمان نکنند شهروند درجه دوم عملیات خیابان هستند. چقدر در نقشهای حرکت خیابانی جنگ اخیر برای آنها سهمی دیدیم.
اینها ترک فعلهای ماست در امربهمعروف و نتیجهاش این میشود که امکان دارد پدیده نوظهور پیوستن اقشار جدید به جبهه حق با تغییر نکردن تراز رفتاری و ظاهری همراه شود.
سهم دشمن در ساخت معیار بصری جدید و قلق گیری از حساسیت حاکمیت و مردم هم نباید فراموش شود
البته هر کس که الفبای کار فرهنگی را بداند باید متوجه باشد انسانها مانند سریال «کلید اسرار» تغییر لحظهای نمیکنند و تغییر در ظاهر پوششی و تراز رفتاری متغیری زمانبر است و باید عنصر زمان را در این تغییر لحاظ کرد و با بیتابی کار را به معارضه نکشاند.
در این میان سهم بدسلیقه های رسانهای هم کم نیست. ذوق آنها برای بازنمایی پیوستن اعضای جدید جبهه حق باعث شد خروجی قاب رسانهشان، رسمیت دادن به پدیدههای پوششی غلط باشد. اگر قدری سلیقه داشتند میتوانستند بین نمایاندن قاب پیوستن باشکوه این بزرگواران و رعایت حرمات الهی جمع کنند.
اما سهم دشمن در ساخت معیار بصری جدید و قلق گیری از حساسیت حاکمیت و مردم هم نباید فراموش شود. اینجاست که دستگاههای امنیتی باید همانطور که بر ورود اسلحه و ادوات نظامی و طراحیهای ضد امنیتی در زمان جنگ حساس هستند، به ورود منسجم، برنامهمند و عملیاتی گروههای مخرب فرهنگی حساس باشند و با بازنمایی برخوردهای قاطع با این مجموعهها، بازدارندگی از تکرار را ایجاد کنند.